ميرزا خانلرخان
215
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
بعد از كشته شدن محمد رضا خان نخعى كه خوسف به امير قاين مرحمت شد ، حالا هفت هشت سالى است كه اينجا امن شده است . و اگر فى الجمله فتورى در امر امير بشود ، فورا نخعىها ياغى مىشوند . اينست كه نمىتوان از قراولى اينجا تغافل كرد . از قلعه آمدم به منزل بعد به بقعهء محمد ابن حشام كه در زمان امير تيمور ، شاعر و مداح اهل بيت بوده ، او را از اولياء شمردهاند . قبرش در كنار رودخانهء خوسف رود ، بالاى تلى است . خراب شده بود . امير حشمة الملك بقعهاى از نو بر مزارش ساخته ، جاى بسيار باصفائى است . قريب غروب به منزل آمدم . ملا محمد نامى با يوسف بيك ، نايب خوسف آمدند ساعتى نشستند ، رفتند . روز جمعهء سلخ . صبح از خوسف سوار شده آمديم به نصرآباد . دهى است در نيم فرسخى خوسف . امامزاده از اولاد حضرت موسى ابن جعفر سلام اللّه عليه مسمى به ابو القاسم عليه السلام آنجا مدفون است . زيارت كرده روانه شديم . كربلائى محمد آدم امير را كه مأمور به خدمات ما بود از آنجا مرخص كردم . آمديم به قريهء دستجرد ده محقرى است . مال اولاد محمد رضا خان نخعى . ده بيست خانه رعيت و يك باغ دارد كه الان منزل من است . قدرى درخت انار دارد و پنج شش درخت زردآلو و گلابى . شخصى اين باغ را اجاره كرده است به سالى يك تومان عصر دو هزار به باغبان انعام داده ، بيرون آمدم در صحرا خوابيديم . روز شنبهء غرهء شعبان . طلوع صبح صادق از دستجرد سوار شده ، بعد از سه ساعت رسيديم به مزرعهاى مسمى به « جنبوك » . واقعا هم جنبوك بود . دو سه گنبدى كوچك دور يك برجى ساختهاند به اين هيأت :